|
نغمه های آسمانی علی:آغازگر اشاعه عدالت مردانگی و معرفت
| ||
معنای کلمۀ مبارک "علي" چیست؟و چند بار در قرآن آمده است؟ و علي در قرآن نام کیست؟معنای کلمۀ مبارک "علي" چیست؟ و چند بار در قرآن آمده است؟ و علي در قرآن نام کیست؟ »
لسان العرب در معنای "علي" آورده است: "رَجُلٌ عَلِيٌّ أَي شريف"؛ هرگاه گفته شود "مرد علي" یعنی شخصی که والامقام و بلند مرتبه است.[1] مفردات در معنای "علي" می گوید: العَليُّ: هو الرّفيع القدر من: عَلِيَ ؛ علي یعنی بلند مرتبه.[2] این کلمه در قرآن، به عنوان صفت خداوند(نه اسم) آمده است و به همین معنا است. کلمۀ "علي" با مشتقات هم معنایش یعنی: العلي ، علیاً، و در اعراب مختلف، هشت بار آمده است.[3]
[1] لسان العرب،ج15،ص83. [2] المفردات في غريب القرآن، ص: 582. [3] آیات:12غافر،255بقره،62حج،30لقمان،23سبأ،4شوری،51شوری،34نساء [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 9:13 ] [ یگانه ]
. قال الله تعالی: خداوند میفرماید: فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ. (هود/١١٢) پس استوار باش چنانکه امر شدهای. . إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ. نَحْنُ أَوْلِیَاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَةِ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ. نُزُلاً مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ. (فصلت/٣٠ـ ٣٢) و میفرماید: هر آینه آنانکه گفتند، پروردگار ما خداست و باز ثابت ماندند، بر ایشان فرود میآید فرشتگان که مترسید و اندوه مخورید و به بهشتی که وعده داده میشدید خوشحال شوید. ما دوستان شما بودیم در زندگانی دنیا و در آخرت نیز، و برای شما است در این جا آنچه طلبد نفس شما و برای شماست اینجا آنچه درخواست کنید، بطور مهمانی از جانب خدای آمرزگار مهربان. إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ. أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِینَ فِیهَا جَزَاء بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ. (الأحقاف/١٣ـ ١۴) هر آینه آنانکه گفتند پروردگار ما خداست باز ثابت ماندند، پس هیچ ترس بر ایشان نیست و نه ایشان اندوه خورند و این جماعت اهل بهشت اند جاودان و در آنجا پاداش داده شوند حسب آنچه میکردند. . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ . وَعَنْ أبی عمرو، وقیل أبی عمْرة سُفْیانَ بنِ عبد اللَّه رضی اللَّه عنه قال: قُلْت: یا رسول اللَّهِ قُلْ لِی فی الإِسلامِ قَولاً لا أَسْأَلُ عنْه أَحداً غیْرک. قال: « قُل: آمَنْت باللَّهِ: ثُمَّ اسْتَقِمْ » رواه مسلم. از ابو عمر یا ابو عمره سفیان بن عبد الله رضی الله عنه روایت است که گفت: گفتم: یا رسول الله برای من در اسلام سخنی بگو که بعد از تو از کسی نپرسم. فرمود: بگو بخدا ایمان آوردم (آمنت بالله) و سپس استقامت کن و پایدار باش. وعنْ أبی هُریْرة رضی اللَّه عنه: قال قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَیْهِ وسَلَّم: « قَارِبُوا وسدِّدُوا، واعْلَمُوا أَنَّه لَنْ ینْجُو أحدٌ منْکُمْ بعملهِ » قَالوا: ولا أنْت یَا رسُولَ اللَّه؟ قال: « ولا أَنَا إلا أنْ یتَغَمَّدنی اللَّه برَحْمةٍ منْه وَفضْلٍ » رواه مسلم. از ابوهریره رضی الله عنه مروی است که: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: میانه روی کنید و بر حق استقامت ورزید و بدانید که هیچیک از شما به عملش نجات نمییابد. پرسیدند: شما نیز یا رسول الله؟ فرمودند: و حتی نه من، مگر اینکه رحمت و فضل خداوندی شامل حالم شود. شرح: معنی این حدیث این است که بنده نمیباید به عملش مغرور گردد، بلکه همواره باید نجات را در پرتو رحمت خدا جستجو کند، که این امر موجب افزوده شدن اخلاص او می گردد، و خداوند فقط اعمال خالصانه را میپذیرد. [ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 15:13 ] [ یگانه ]
ترسم شعر مزار من این شود او هم جمال یوسف زهرا(س) ندید و رفت... [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 17:47 ] [ یگانه ]
وقتی سکوت خدا رو در برابر راز و نیازت دیدی نگو خدا با من قهر است... او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف تو را بشنود... پس حرف دلت را بگو.... [ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:36 ] [ یگانه ]
گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادر پوشیدم؟
[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:19 ] [ یگانه ]
حجت الاسلام و المسلمین سقای بیریا از جریان مسلمان شدن جوان آمریکایی با خواندن نهج البلاغه اشاره کرد وگفت: من دوستی در آمریکا داشتم که اسمش علی بود و با خواندن یک خطه نهج البلاغه مسلمان شده بود. از او در باره لحظه مسلمان شدن او پرسیدم که میگفت: من کتابهای زیادی در مورد اسلام خوانده بودم تا وقتی که نهج البلاغه دستم رسید و شروع به مطالعه این کتاب کردم تا رسیدم به این خطبه که حضرت امیر(ع) میفرمایند: " به خدا قسم اگر مرا در شب دست بسته روی خارها بکشند، محبوب تر است از اینکه نزد خداوند بیایم در حالی که ظلمی به کسی کرده باشم و اگر آسمانها و افلاک هفت گانه و تمام ثروت هایی که در این افلاک است به من بدهند و در عوض از من بخواهند که به مورچه ای ظلم بکنم و پوست جویی را از دهان او بگیرم، بخدا قسم قبول نخواهم کرد." دوست آمریکایی من میگفت به اینجا که رسیدم گریه ام گرفت و منقلب شدم و همه چیز برایم حل شد و همان لحظه تصمیم گرفتم مسلمان شوم. هنوزهم هرگاه این خطبه را میخوانم همان حال به من دست میدهد. منبع:http://www.niazerooz.com/Key-News/نهج-البلاغه/91669 [ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 11:42 ] [ یگانه ]
فاطميه آمد و غم هم گريست انتهاي غم ، خدايا فاطمي است
[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 13:10 ] [ یگانه ]
قال امیر المونین علی (ع): قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُهُ ارزش هر انسانی به اندازهی چیزی است که دوست میدارد و به آن عشق می ورزد. علامه محمد تقی جعفری (رحمه الله علیه) می گوید:عده ای از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا پیرامون موضوع مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: «ارزش واقعی انسان به چیست». هر کدام از جامعه شناسان صحبتهایی داشتند و معیارهای خاصی را ارائه دادند. وقتی نوبت به بنده رسید گفتم : اگر میخواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق میورزد. کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است ارزشش به همان میزان است. اما کسی که عشقش خدای متعال است ارزشش به اندازه ی خداست. و عشق به خدا یعنی نهایت انسان و انسان بودن [ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 11:12 ] [ یگانه ]
شما را به پنج برنامه وصیت می کنم که اگر برای یافتنش سفری سخت را عهده دار شوید هر آینه سزاوار است:
[ جمعه چهارم فروردین 1391 ] [ 10:18 ] [ یگانه ]
سالها پیش از این زیر یک سنگ گوشه ای از زمین من فقط یک کمی خاک بودم همین یک کمی خاک که دعایش پر زدن آن سوی پرده آسمان بود آرزویش همیشه دیدن آخرین قله کهکشان بود خاک هر شب دعا کرد از ته دل خدا را صدا کرد یک شب آخر دعایش اثر کرد یک فرشته تمام زمین را خبر کرد و خدا تکه ای خاک برداشت آسمان را در آن کاشت خاک را توی دست خود ورز داد روح خود را به او قرض داد خاک توی دست خدا نور شد پر گرفت از زمین دور شد راستی من همان خاک خوشبخت من همان نور هستم پس چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم؟ [ دوشنبه پانزدهم اسفند 1390 ] [ 12:9 ] [ یگانه ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||